تبليغاتX
باشگاه پرسنل شرکت فرودگاههای کشور CAO.IR Image hosted by TinyPic.com
باشگاه پرسنل شرکت فرودگاههای کشور CAO.IR
علمی فرهنگی اجتماعی
دیروز ...چه خبر

ديروز –پس از اعزام تعدادي از مقامات و هيات ايرانی براي عذر خواهي  وزير امور خارجه بحرين گفت : ما ايران رو بخشيديم ؛ ايراني ها تظمين هايي داده اند كه ديگه اين اظهارات تكرار نشه ( منظور صحبت هاي يكي ازچهرهاي  نظام- كه مسئوليتي نداره - كه گفته 36 سال پيش بحرين استان چهاردهم ايران بوده و در مجلس نماينده داشته ) (بابا شنونده بايد عاقل باشه، تپل ، قوربونت برم٫ لپ لپو )

ديروز-  يكي از مقامات رسمي بحريني (نماينده مجلس) گفت : شيعيان حرام زاده اند چون فرزند ازدواج موقتند( واقعا كه تا اندازه نه چندان زيادي شما بحريني ها يه كم غير محترمانه صحبت مي كنيد،  ببخشيد غلط كردم با خودم بودم )(اما کور خوندید ما باز هم ازتون عذر خواهی می کنیم بابت همه چیز)

ديروز - اماراتي هاباز هم اعلام كردند 3 جزيره ايراني متعلق به ماست ؛( شايد چون زيباترين دختران جوان ايراني اسير چنگ اونهاهستند توقع دارن) و وزير خارجه در ديدار همتاي اماراتي خود از ذكر نام خليج فارس منصرف شد ( بابا سري كه درد نمي كنه رو دستمال نميبندند كه ، امروز و عشق است )

ديروز -  عربها گفتند خليج خليج عربي است نه فارسي و غربيها نقشه ها رو عوض كردند  ( كاري نداره ما هم ديگه نقشه هاشون رو نمي خريم ، تا بيان منت كشي)

ديروز -  يكي از مقامات عالي رتبه ايراني گفت : كي گفته خليج، خليج فارسه ؛ خليج مسلمينه لطفا  به من دم در سالن اجلاس اعراب يه صندلي تكي بدهيد ( از قديم گفتن فروتن باش تا كامروا باشي ، بلندی از آن یافت کو پست شد)

ديروز -  در خاتمه اجلاس غذا در ايتاليا همه رئيس جمهورهاي دنيا به مهماني شام دعوت شدند به جز دو چهره يكي ريئس جمهور زيمبابوه (موگاوه ) و ديگري رئيس جمهور محبوب جمهوري اسلامي ايران (اونا خودشون نرفتن چون اولي يك ميليارد درصد تورم داره تو كشورش و پولش نمي رسيد حساب كنه و دومي هم که گلاب به روتون مزاجش با غذا های اونا آشنا نبود ، خیلی علاقه ای هم به ولیمه کفار نداره)

ديروز –سفراي ايراني رو در اربيل عراق دستگير كردند و تا سالها آزاد نكردند ٫ مقامات براي ديدار خانواده هاي آنها براي چند ساعت با دیپلمات ها سالها تلاش كردند ( بالاخره تونستن شماره تليفون زندون رو گير بيارن يا نه  ؟؟ بابا زندون جاي مرده ، سوسول نباشین ، دووم بيارين )

ديروز – يكي از مقامات سفارتخانه ايران در پاكستان رو گروگان گرفتند و هنوز آزاد نكردند ( اي ناقلا حتما خودش جيم شده ، شايدم ميم شده مثل 16سربازهميشه فراري از خدمت تو زاهدان ، كه اول جيم شدن بعد ميم )

 ديروز – ملوانان انگليسي به مرزهاي ايران تجاوز كردند و پس از چند روز رئيس جمهور ايران با هدايايي اونها رو جهت سوار شدن به هواپيما بدرقه كرد ( بازم از اين كارا بكنيد ... سلام برسونين ... بازم به ما سر بزنين ... خدا حافففففففظظظظ)

ديروز – اماراتي ها مسافران ايراني رو در فرودگاه دبي عريان كردند در حالي كه زنان رو از بقيه جدا نكرده بودند و در ميان زجه هاي زنها دخترك 15 ساله ايراني بكارتش رو در حين بازرسي بدني از دست داد ، ( يكي از نمايندگان مجلس شديدا احساس ناراحتي كرد اگه شما نمیشنوین خوب بريد دكتر)

ديروز – در پي اعتراض مشرف و درخواست تلفني او با يكي از مقامات عالي رتبه كشورمان جهت بركناري مسئول خط لوله صلح بين ايران –پاكستان و هند به اين دليل كه منافع پاكستان خيلي خيلي خيلي رعايت نمي شه و فقط خيلي رعايت مي شه اين مسئول معزول شد ( پول تلفنش رو خودش مي ده يا به حساب دفتر رياست جمهوري ما پرداخت مي شه ؟ شايد رايگان باشه ، شايدم با موبايل كسي گرفته ، بابا اصلا چه ارزشي داره ، خيلي شده باشه چند دلار ، چه گيرايي مي دينا )

ديروز- مسئولان گازي و وزير نفت حتي درصحن مجلس فرمول فروش گاز به پاكستان رو  secret‌اعلام كردند ( آقا مسئله شخصيه ، چرا در مورد امور خصوصي افراد سوال مي كنيد ، واقعا بعضي ها حرمت سوال رو نمي شناسن )

ديروز – كنيا درخواست ايران رو براي فروش نفت ارزان با تخفيف 10% و امكانات پس از فروش رو رد كرد ( خوب لابد توقع داشتن مثه دفعات قبل فقط 10% رو بپردازن ! حق دارن طفليا، انگار سر گردنه است )

ديروز – كشور بسيار بسيار كوچك قبرس كشتي ايراني رو توقيف و محموله اون رو ضبط كرد ( آخي ، كوچولوي با مزه شيطون )

ديروز  - دزدان درياي سومالي محموله هاي ايران و يك كشتي ايراني را دزديدند و تلاشهاي شبانه روزي مسئولان كشتيراني منجر به آزادي سر نشينان شد ؛ (هرچند قيمت هر نفر رو خيلي منصفانه محاسبه نكرند و في يه كم بالا بود اما اهل معامله بودند ، تجارت همينه ديگه يه بار سود كمه يه بار هم ضرر زياده ،همه چیز که امنیتی نیست  )

ديروز – در حالي كه دبير امنيت ملي ملاقات خودش رو با سولانا مثبت و سازنده اعلام كرد سولانا از پله هاي سالن پايين آمد و ادامه مذاكرات رو با ايشان ماٌيوس كننده خواندو مژده بن بست غريب الوقوع رو داد (  چقد شبيه داستان عمروعاص و ابوموسي اشعري بوده ، مثه فيلما ی فارسی)

ديروز – با افتخار زايد الوسفي اعلام شد كساني قصد دزديدن و گروگان گرفتن رئيس جمهور ايران رو در يك سفر خارجي داشته اند ،( اين خودش مشتي است بر دهان ياوه گوياني كه فكر مي كنند محبوبيت وعشق حد و مرزمي شناسه !)

ديروز – گفته شده فردا بالاخره نيروگاه اتمي بدست پيمانكار روسي افتتاح خواهد شد ،( خوب خدا رو شکر روزش که معلوم شد کاش ساعتش رو هم می گفتن )  

ديروز – مقامات ايراني به دانشگاه هاي آمريكا جهت سخنراني دعوت شدند  ( وپس از پذيرايي مختصري محترمانه بدرقه شدند )

.

.

.

ديروز – اعلام شد ما مقتدرترين و با نفوذ ترين و قدرتمند ترين پکیج در تاریخ همه دولت ها هستيم ؛ ما محبوب ترين رئيس جمهوررو حتي بين بی دین های خارجي داريم ؛ روبه رشد ترين اقتصاد ؛ شكوفاترين علوم ودرست ترين آمارها و بهترين نمرات  تحصيلي مال  مدارك مدرسه اعضاي پکیج نهم بوده و...(ننه الهی کور شه تخم چشه حسودات ، الهی یکی از مومنین وقت کنه یه حالی به اون ذلیل مرده بده که اینهمه  گوشت تنت رو نلرزونه ، وای قرصای اعصابم کوش ننه، آمپولام کوشن ،پس این آمبولانس کی میرسه،  )

امروز – اعلام شده كه مومنان كارهاي مهمتري ازترور خاتمي و اعدام او را دارند( ادامه توفيقات ذكر شده تنها يكي از اين كار هاي مهم خواهد بود )

فردا هم شايد حجت شرعي براي ناديده گرفتن آراي عوام احتياج به فتوا نداشته باشه  ( شایدم داشته یاشه ، مسلمون یه زنگ یزن ببین این آمبولانس لعنتی کی می رسه )

2 نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 10:17  توسط سروش  | 

حرف نخست

بسم الله الرحمن الرحیم

ســـلام  

 خیلی خودمونی می گم خوش اومدی، اینجا راحت باش، می خوایم مثل بچه گی هامون صادق باشیم ومثل پدرامون شجاع، چه ایرادی داره اگر مثه معلمامون با سواد باشیم و مثل خود خودمون حقیقت جو ،بیاین صدای خنده هامون ، تصویر زیبای لبخندهامون، شیرینیه نگاههای آشنا ،عادت سلامهای گاه گاه، فضا رو پر کنه، ،اینجا رو خونه دل مشغولی ها و سلیقه های رنگ و وارنگ خودمون بدونیم، اینجا دیگه راحت بخندیم ، راحت پریشون بشیم ، راحت حرف بزنیم. هر کی میاد یه چراغ همراه خودش بیاره ،اینجا هر چی پر نور تر باشه دیدنی تر میشه . خوبان آشنا اینجا متعلق به همه شماست ، خونه دلـهای صیقــلی ، اینجا دیگه ...  

 

    

 ایمیل وبلاگ باشگاه پرسنل شرکت فرودگاههای کشور

2 نوشته شده در  یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 0:48  توسط سروش  | 

NIO NIO S

 

این روز ها خبر های زیادی در زمینه هوانوردی از گوشه و کنار به گوش می رسه از سانحه مهرآباد تا سانحه فرودگاه امام (ره) ، بیرجند ، اهواز ، قشم ،... و همینطور اخراج کم سابقه مجری و مدیر فرودگاه حضرت امام (ره) اونهم به اون شکل رضا خانی که  چند سالیه به شیوه جذابی برای مردم و مقامات عالی رتبه تبدیل شده ، آیا مشکلات معیشتی و اجتماعی کشورو دغده های روزمره پرسنل  نظم واجب برای  سرویس های هوایی و هوانوردی رو به عامل درجه دوم اهمیت در شرکتها و سازمانهای هوایی تبدیل کرده ، آیا به کارگیری مدیران نا آشنا و ناکارآمد که اغلب با انتصابات سیاسی وارد عرصه علمی و تکنولوژیکی کشور می شوند همه رو آروم آروم به این سمت می کشونه که شاید به قول دوست آذریمون " هنوز اشکش مانده " و باید منتظر آسیب های جدی تر و تلخ تری باشیم هرچند خدا رو شکر سوانح امسال تلفات جانی نداشته اما حیصیت این صنعت ملعبه دست مدیران نالایق و متاثر از شرایط کشور بوده و هست

 هر چه به ایام نوروز نزدیک تر می شیم نگرانی ها از شایعه عدم پرداخت پاداشها و ... شدت گرفته و اگر این شایعه حقیقت داشته باشه  واقعا فشار زیادی به بچه ها وارد میشه این تورم لجام گسیخته و هزینه های  بسیار زیاد که دو سه  سالیه با دستورات و بخشنامه های  عجیب و غریب دولت همچنان مهیب تر میشه واقعا  غیر قابل تحمل شده ،عجیب نیست اگه  بدونیم مسئولین شرکت فروودگاهها که سالهای پیش پول کلانی بابت این پاداشها به جیب خودشون واریز می کردن امسال برای خوش خدمتی جزو اولین شرکتهایی باشن که این بخشنامه عدم پرداخت رو اجرا می کنن ، به قول شاعر گفتنی " گور پدر کارمند کرده میز رو بچسب "

 تشکیل مجمع صنفی متخصصین الکترونیک هواپیمایی در ماه گذشته با انتخابات آزاد و شایسته ای  انجام شد شاید اگر انرژی و انگیزه تازه هیات انتخاب شده از مهندسین الکترونیک، با تجربه و میدان دیدگی هیات جامعه متخصصین مراقبت پروازکه در سالهای پیش تشکیل شده ، همراه بشه اهرم حوبی برای انجام کارهای تخصصی معوق مانده در سالهای گذشته و رسید ن به کاروان متخصصین هوانوردی  و فروودگاهی در کشور های دیگر باشه ، مطمئنا اگر جلسات و ایده های این دو مجمع  تحت تاثیر بحران مدیر زدگی نشه و از مسیر جهانی خودش که اصولا با ذات و خمیر مایه  NGO ها مطابقت داره دور نباشه همگی باید به موفقیت و رسیدن به شرایط ایده آل در این صنعت امید وار باشیم . 

روابط عمومی شرکت فروودگاهها چند ماهی است که اقدام به انتشار نشریه پرهزینه و زیبایی کرده که نقاط ضعف بصریش ( یکی در میان) بهتر و رفع میشن اما چند چیز مهم قابل ذکر است که امیدواریم اقای آقایی صانم مدیر روایط عمومی شرکت فرودگاهها در صورتیکه وقت دارند به ما سر بزنند به اونها توجه کنند 

1-   مخاطب این نشریه تنها میز مدیران شرکت نیست که اینقدر در تنظیم مطالب سعی می کنید میز این حضرات با مطالبی که سطر به سطر هماهنگ شده و خوشایند ایشان است تزیین شود .

2-   پرسنل شرکت شایسته ترین مخاطب برای زحمتی که می کشید هستند پس تلاش کنید رویکرد مطالب قالبی صرفا مدیریتی نداشته باشد و حجم و کیفیت مطالب بتواند کارشناسان و کارکنان صنعت را از نظر علمی و تحقیقاتی نیز پشتیبانی نماید .

3-   تلاش جهت ارتقاء سطح نشریه از مرتبه یک خبرنامه مدیریت پسند به یک نشریه فنی قابل استنادوپرخواننده همچون نمونه های موجود در جهان که در زمینه هوانوردی و فرودگاهی انتشار می یابند می تواند نام شما و همکارانتان را بعنوان کسانی که از موقعیت شغلی خود بهترین بهره را برده اند در خاطره صنعت ثبت نماید .

4-   تکراری شدن آفت کشنده ایست که همچون سانسور یک نشریه رو به سقوط می کشاند (نمیدونم چرا دوست دارم این جمله رو به خاطر بسپرید ) 

دقت کردین اکثر ادارات شرکت مثل مراقبت و الکترونیک، سازمان هواپیمایی واغلب فروودگاهها  و مجامع تخصصی که تشکیل شدن صاحب سایت اینترنتی هستند که گاهی فقط خود تهیه کنندگان  آدرس سایت خودشون رو بلدن ، چقدر خوبه  همت کنیم و این سایت ها رو به روز و فعال کنیم .

 

http://www.froodgah@yahoo.com

2 نوشته شده در  یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 0:46  توسط سروش  | 

همت دوباره باید
 

 

 

گاهي با خودم مي شينم فكر مي كنم كه بيشتر از اوني كه يه عضو بي تفاوت صنعت هوانوردي باشم و تمام هم و غمم اين باشه كه ساعات كاري رو پر كنم و سر ماه از بانك بالبي خندون ، يا شايدم اخم هايي تو هم بزنم بيرون و يه راست برم سراغ روزمرگي مايوس كننده زندگي ، شايد بهتر باشه به خودم بيام و كمي توي اين يكنواختي كشنده تغيير ايجادكنم ، آره تغيير ، يكي از بهترين واژه ها يي كه من خودم تا حالا باهاش برخورد داشتم ،چيزعجيبيه، با هاش مي شه خيلي كار ها رو انجام داد ، خيلي از دلمشغولي هاي عذاب آور رو بر طرف كرد ، زيبايي خلق كرد،شادي رو شكل داد ، و حتي اميد رو مثل يه تابلو ي پر طرح و رنگ زد به ديوار خاكستري ذهن ،

 

اين زيباي خفته ما يه شمشير دو لبه است ، كار باهاش ضمن اينكه قدرت و جسارت مي خواد ، ظرافت هم لازم داره  

 باور كنين همه اين كارها و خيلي كارهاي ديگه رو با همين كلمه ميشه انجام داد ، فقط كافيه بهش فكر كني ، و سر برگردوني   تا يه  پنجره تازه پيش روي خودت ببيني، وپنجره رو باز كني تا هواي خنك و پر طراوت اون ور اين ذيوار خاكستري بياد بشينه روصورتت ، لبخند قشنگيه انگار ده سال جوون تر شدي، الان واقعا نيرو گرفتي ،خيلي فرق كردي با چند دقيقه پيش، ببين يه ذره هواي تازه چه مي كنه، اين همون واژه اي بود كه مثله خود ترس ازش مي ترسيدي ،همون واژهاي كه هميشه ازش فرار مي كردي ، با سر سختي ديوانه واري بسته بوديش تو صندوقچه ي واژه هاي خطر ناك ، زندان سياسي معاني آزاد انديشي ، درست به همين قلمبگي كه گفتم، بدون تعارف ،

اجازه بده يه ليوان آب بخورم ، بحث كه جدي مي شه بايد يه ذره به كلمات كه هي حجوم ميارن تا بريزن رو كيبرد فرصت داد ، نمي خوام بگم بي حساب و كتاب بايد كاري كرد ،نه اصلا، اين زيباي خفته ما يه شمشير دو لبه است ، كار باهاش ضمن اينكه قدرت و جسارت مي خواد ، ظرافت هم لازم داره، اينجا همون جايي كه بايد با چشم و گوش باز، دستت رو بكوني تو كيسه،چرا رنگت زرد شد، تمام كساني كه الان مورد حسادت و غبطه ي خود ما هستن ، از همين كيسه موفقيت هاشون رو بيرون آوردن ، تمام اون هايي كه گاهي براي ما پشت چشم نازك مي كنن ، احساس تلخيه، بزار حالا كه به اين جا رسيديم ، با فونت درشت صداش بزنم ، تغيير،

 

 يه عالمه درد دل اومد رو كه همش رو جا نمي شه اينجا جا بدم ، روي صحبتم اول تو زندگي شخصي و بعد تو محيط كاريه ، بذار به جاي اينكه يه كارمند تو اين صنعت حساس باشيم ، يه دلسوز ، يه طراح، يه ايده پرداز ، يه سخنور ،  حساس ، با ارق، تيز بين ، منتقد ، كوشا ، يه فرزند خلف باشيم ،

اين مادر زيبا ي ما جز فرزنداش كه سرشون رو كردن زير برف و نمي بينن كه هر روزمادرشون داره پير تر و ضعيف تر ميشه  مگه كي رو داره ، كاش فقط پير تر و ضعيف تر مي شد، اينجا بحث سر يه موضوع فوق العاده حساسه هم از داخل هم از خارج ، بحث ش هم خودت ميدوني طولانيه ، بايد دل بدي ، همه رو ميگم ،همه رو،

اين مادر زيبا هر روز يه خواستگار جديد پيدا مي كنه ، كه تيشه مي زنه به ريشه آب روش ، ول كن هم نيست ، اينجاس كه مي گم بايد ارق داشته باشيم،اونجاهايي كه تغيير لازمه رو بشمار واسم ، ممكنه حسابش از دست من در بره، بچه بزرگ كرده كه نوه و نتيجه بدن، بشن يه خانواده بزرگ كه سري تو سرا در بياره ،نوه هاي خوشگل و باسواد ، نه هرزه و گري گوري ، تا اصالتشون پا بر جا بمونه ، اما يهو همه از بي پدري اين خانواده استفاده كردن و از در و ديوار ريختن تو ، كه چي ، بشن پدر خونده، مثل الپاچينو، اين اولين بد بختي بود ، كه مثه بختك اومد و ول كن هم نيست،

اين مادرزيبا هرروز

يه  خواستگار جديد

پيدا  مي  كنه ،  كه

تيشه  مي  زنه   به

ريشه   آب  روش ،

 ول كن هم نيست .

 بيا دوباره درس رو شروع كنيم ، از اول ، الفا ، براوو، چارلي، لازمه بگو ، خودمون بايد درداي مادر رو مرحم بذاريم ، خودمون بايد دكتر خودمون بشيم،  دكتربايد محرم باشه ، يه كم برو عقب تر اگه لازمه از اتاقت بيا بيرون، برو رو پشت بوم كه همه اتاق ها رو ببيني ، همه خونه رو، ببيني كجاي سقف بايد تعمير شه ، كجاي اتاقها رنگ ميخواد ، در ختهاي تو ي حياط كه زماني سرسبز بودن ، اونهايي كه مادر از اون زمان كاشته بود تا بچه هاي ما زيرشون بازي و شادي كنن ، ببين چه مرگشون شده، خشك شدن ، ببين اب راه ... چرا از تو حياط رد ميشه، بوي گندش همه رو از خونه فراري كرده، آبرومون تو درو همسايه رفته ،اين تازه اول كاره ، ديوارها و پر چين ها بايد تعميير شن ، هزار تا كار داريم ، حياط رو كلا بايد چمن بكاريم ، بعد هر ماه اصلاحش كنيم ، خونه ما چرا بايد از خونه هاي همسايه زشت تر باشه ، اينها همش بخاطر درد بي پدريه ، اما غصه شو نخور خودمون ديگه مرد شديم ،  درستش مي كنيم ، اگه دوباره جا نزني ، ...  تغيير ها  چند تا شد،

... عزيزان يه روزي ميرسه كه از اين همه دست وپا زدن خسته ميشيم، از اين همه دونباله رو ديگران بودن ، از اين مصرف كنندگي صرف ، منظورم تو سخت افزار و وسايل نيست ، نه از اون مهم تر ، ايده هاست ، قوانين ، مفاهيم ، طرح هاي نو ، با دنيا رقابت كردن ، عقب نيافتادن ، زنده بودن ، به معني كلمه صاحب صنعت بودن ، صاحب صنعت هوانوردي ،  يعني توليد ، خلق بازار ، چيدن سخت افزار ها و شارش نرم افزار ، ... وطن ما، دست اين صنعت رو گذاشته تو دست ما ، نكنه بعدا رومون نشه بگيم با اين امانت چه كرديم ، نكنه ديگه امانتي نباشه كه بخوايم پس بديم ، اون روز ميرسه ها ، اون روز ميرسه ...

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 19:56  توسط سروش  | 

زيباترين مهماندار

 

يكي از دوستان مي گفت دليل اصلي  رونق صنعت هوانوردي و استقبال مردم از بخش طياره و طياره سواري همين عناصر اناث اين صنعت هستن ، زيبا روياني كه با لبخند هاي شيرين و اندامهاي كشيده و باريك آدم رو مي برن به دنياي جعبه مداد رنگي 124 تايي كه عكس باربي هم روش چسبونده باشن ، و عطر رومانس شون يه بليط يه طرفه است به عطاري هاي پاريس ، اونچنان شيرين و با تسلط مي گن دو درب در جلو دو درب در عقب كه  آدم هوس ميكنه يه نمه درو وا كنه و هوايي رو كه به كلش زده بدون چتر نجات بندازه بيرون ، خلاصه درد سرتون ندم همش دل دل مي كني كه كي به مقصد  مي رسي تا يه بليط ديگه با همين اير لاين بگيري و پرنده خيال رو پرواز بدي ، از ادب و مطانت و اعتماد به نفس شون كه ديگه نگو فقط كافيه كمي اعصاب قورت داده و تو هم باشي ، اونا استاد محض اينكارن كه  با يه لبخند مادرانه و كمي صبر با لحن شيريني كه فقط آخرين بار تو شيش ماهگي يادت مي اد كه شنيدي جواب سئوال بي ادبانت روبدن ، جوري كه تا ميبيني شون از خجالت بنا گوشت سرخ بشه ، خوب پيش مي آد ، زياد بهش فكر نكن ديگه .

 حرفهاش كه تموم شد من كمي حسوديم شد كه چرا شانس خدمتي ما تپيده و ما هم مثه اين رفيقمون هر از چند گاهي سري به پرواز هاي خارجي و اون ور آبي نمي زنيم ، و تازه فهميدم چرا صنعت هواپيمايي تو ايران پيشرفتي نداره ، چرا ديگه كسي واسش تره هم خورد نمي كنه ، خاطرات تلخ سفرهاي هوايي اين چند سال اخير رو كه مرور  مي كنم تازه داغ دلم تازه ميشه ، البته اگه از افعال معكوس كه چه عرض كنم از حروف معكوس استفاده كنيم شايد بتونيم به استاندارد هاي جهاني نزديك بشيم ، مهماندارهاي ايراني كه قوربونشون برم د از زيبايي هيچ بهره اي ندارن و طفلك ها هزينه سنگيني واسه جعبه هاي مداد رنگي مجبورن تقبل كنن ، در واقع زيبايي و خوشرويي و تسلط شون به كار، يه طرف، ادب و نزاكت ومهربوني و صفا شون هم همون طرف ، يا يه ذره اون طرف تر، كافيه كمي انتقاد به هزاران بدبختي كه از لحظه ورودت به فرودگاه يا هواپيما به سرت اومده داشته باشي ، يه بلايي به سرت مي آرن كه تا لحظه سقوط نه ببخشيد فرود همين جوري قلبت تالاب تولوب كنه ، اگه همكار مردشون هم كه مثه مير غضب هي مياد وهي ميره هم بشنوه كه ديگه واويلا ست ، البته كار به ردو خورد نمي كشه ، ولي حرفاي درشت ( كلفت) همرا ه با نگاههاي تحقير آميز كه هميشه چاشني اونه تو رو بيشتر شبيه اوليور توييست مي كنه و تحقير هايي كه بابت درخواست يه كاسه سوپ اضافه بايد تحمل كنه ، بقيه مسافرا هم كه با تو موافقن واسه اينكه به مصيبت تو دچار نشن ، سعي مي كنن تا يك ساعت آينده هر مسئله نگران كننده اي رو فراموش كنن ، تقريبا مثبت انديش باشن ، سبز باشن .

                                           

  احتمالا ذيگه تو ايران به جاي اينكه معيار واسه گزينش مهماندار تو خطوط هوانوردي ، زيبايي ، سلامتي روحي و جسمي ، بيان خوب و شيوا ، آراستگي ، اعتماد به نفس و مسئوليت پذيري ، حسن خلق ، آشنايي به زبانهاي زنده دنيا ، آشنايي به قوانين هوانوردي در زمينه مسافران ،و.... باشه معيار هاي مهم تري وجود داره كه احتمالا اينها هستن .

 

 التزام علمي و عملي به مباني نظام هندسی و مهندسی وفقاهت ولی  ، آشنايي با يكي از مديران متنفذ ، دريدگي و مهارت در كنترل بحران پس از هر گونه اعتراض ، آدرس منزل ، مجدادا ميزان آشنايي با آشنايان مديران ،ضريب دور كمر در 14/3 بعلاوه  وزن ، ميزان نفوذ پذيري بوي بدن در مايعات و جامدات ، مجذور فروتني و خشوع در برابر مدير كه نبايد كمتر از دو برابر وزن باشد ، عدم وابستگي به ارق شغلي يا تلاش جهت ارتقاء مهارت ها يا از اين جور قرتي بازيها ، تعداد گره هاي كفن ميت مسلمان ، غسل ميت ، راضي بودن به مشيت الهي .

 

  اگه با من موافق هستيد كه هيچ ولي اگه موافق نيستين نفرينتون مي كنم كه مجبور باشين مدام از خطوط هوايي داخلي خصوصا نشنال كرير استفاده كنين ،اميد وارم از اون دست كساني نياشين كه به دلايلي كه بر نگارنده پوشيده نيست نمي تونن سوار اين قار قارك پرنده يشن ، يا اينكه وقتي سوار مي شن فشارشون ميافته و خواب ميرن،  تا بفهمين كه مسافراي بد بخت  چي مي كشن .  

   

2 نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 19:32  توسط سروش  | 

لینکدونی
 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 13:50  توسط سروش  | 

مردمک ( بازِ باز )

 آخرین مدل لباس و زینت آلات مسافرداران هوایی ایران

 

 

انگار نگرانی ما بی دلیل نبود ، با خبر شدیم که ایران ایر تور دیگه دست به کار شده ودر حین طراحی بهترین لباس و آرایش مهمانداران هواپیما چنین اختراعی فرمودند ضمنا در حین کار زدن چش و چال ما رو هم در آوردند.

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 10:42  توسط سروش  | 

ارسال مطلب

دوستان گرامي و فرهيخته لطفا مطالبي را كه گمان ميكنيد در پر بار تر كردن اين وبلاگ موثر خواهند بود و با اهداف اين وبلاگ همسو مي باشد همچنین مقاله های علمی و فنی ِ گلایه ها ِ پیشنهادها ِ و هرآنچه مایلید در دسترس سایر دوستان قرار بگیرد را به آدرس www.froodgah@yahoo.com ایمیل نماید تا با نام خودتان در وبلاگ استفاده شود.

نگارنده در انتخاب مطالب آزاد می باشد .

با تشکر

2 نوشته شده در  شنبه 23 مهر1384ساعت 13:42  توسط سروش